دستان سیستان
مهدی بزی الری
 
 

در روزگاران دور که بشر تازه یکجا نشین شده بود، شهری در نیمروز پدید آمد که به گفته باستان شناسان اولین شهر جهان بود( توجه : این عنوان به لحاظ بافت شهری جمعیت، برنامه ریزی شهری و.. به این شعر تعلق گرفت و گرنه مناطق مسکونی زیادی در آن زمان وجود داشت مه بیشتر شبیه به دهات بودند تا شهر) این شهر که امروز بشر نامی از آن را به خاطر ندارد و ما آن را به نام شهر سوخته می شناسیم  در بسیاری از علوم در جهان عصر خود اول بود و از بعضی جهات مانند ساختن اولین انیمیشن جهان(در یکی از برنامه های تلویزیونی مجری مربوطه به خاطر این کوزه ایران را مهد تمدن جهان نامید) و انجام اولین جراحی موفق روی مغز انسان که بیمار تا چند سال بعد از آن زندگی کرد، به علم امروز رسیده بود، و از بعضی جهات دیگر مانند ساخت چشم مصنوعی با تمام مویرگ های آن که از جنس طلا بود از علم بشر امروز هم گذشت( موضوعی که در اروپا خیلی سروصدا کرد ولی در ایران، هیچ) این شهر تا 2 هزار سال پا بر جا ماند و سرانجام به علت خشکسالی  سوخت. و به گفته یکی از باستان شناسان ایتالیایی شهر سوخته پر از رمز و راز های سر به مهر تاریخ بشریت است که با ابزار باستان شناسی امروزی 400 سال طول خواهد کشید تا ما به ابعاد گوناگون و رازهای پنهان آن پی ببریم.



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : شنبه 21 اردیبهشت 1392 :: 09:36 :: توسط : dastansistan

وجه تسميه هامون
دكتر غلامرضا نوري

 

نام انگلیسی :  hamoon wetland    

نام فارسی :  تالاب هامون

 

موقعیت جغرافیایی

نام درياچه هامون در اوستا « كانسويا » ، در پهلوي « كيانسي » و در كتب قديم فارسي از جمله صددر، بندهش و روايات هرمزديار ، « كانفسه » آمده است (59)؛ گاهي در اوستا آن را « زريه » به معني دريا مي ناميدند و با نام « زريه كيانسي » خوانده مي شد ( 24). در شاهنامه فردوسي و در كتاب هاي جغرافي فارسي و عربي ، اسم درياچه هامون « زره » است . هامون اسمي است كه بعد ها به اين درياچه داده شده است . كلمان هوار در سال 1911 ميلادي آن را هامون دشت ناميده است (39). در جهان نامه از هامون اين طور ياد شده است : شهر سيستان را زرنج خوانند و به نزديكي شهر بحيره اي است كه او را زره خوانند و رود هيرمند در آن ريزد و چون آب او نهايت شود، نقصان گيرد و آب او خوش باشد (44). طبق مستندات موجود، اين درياچه در قديم الايام وسعت زيادي داشته است. در كتاب حدود عالم درازي آن 30 و پهناي آن 8 فرسنگ ذكر شده است . از لحاظ اعتقادي و بر اساس اسطوره هاي زرتشتي درياچه هامون مقدس بوده و ظهور منجي (سوشيانت) از اين درياچه اتفاق مي افتد.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 21 اردیبهشت 1392 :: 09:02 :: توسط : dastansistan

بزرگترین پهلوانان ایرانی از سیستان برخاسته و از تاج و تخت شاهان ایران محافظت نمودند و در مقابل هجوم بیگانگان به سرزمین ایران رشادتهای فراوان از خود نشان دادند که به عنوان پهلوانان ایران از آنان یاد می شود .
این پهلوانان متعلق به خاندانهای  بزرگ بوده و نژادشان به جمشید شاه پیشدادی ایران می رسد . همانطوریکه در قسمت تاریخ پیشدادیان در خصوص جمشید ذکر کردیم جمشید دختر پادشاه زابلستان را به همسری برگزید و این زن پسری به دنیا آورد به نام طور واین طور جد زال و سام  به حساب می آید .

گرشاسب

 در اوستا از این پهلوان یاد شده است همچنین  برخی از مورخین دلاوریهای گرشاسب و رستم را یکی می دانند . در یشت نوزدهم در خصوص جنگ گرشاسب با اژدهای شاخدار که در پشتش رگ کلفتی به ضخامت یک انگشت داشته و پر از زهر بوده و اسبان و آدمها را می بلعیده یاد شده که این اژدها توسط گرشاسب از پای درآمده است . همچنین در اوستا آمده است که گرشاسب به جنگ با ضحاک رفته و او را هلاک می کند و عدل و داد را در جهان می گستراند .

نریمان

نریمان به معنی شخصی است که به صورت نیرومند و قوی به دنیا آمده است . نریمان پهلوان معروف خاندان سام می باشد که دلاوریهای زیادی داشته و برای حفظ ایران از شر بیگانگان تلاشهای زیادی کرده است و در یکی از همین جنگها کشته شده که رستم نبیره او انتقام خون او را می گیرد .

سام

سام نواده گرشاسب و پدر زال می باشد که ایشان از پهلوانان روزگار پادشاهی منوچهر بوده است که کارهای شگفت آور و دلاوریهای فراوان از خود نشان داده است و خدمتگزار سرزمین ایران بوده است .

زال

به هنگام تولد دارای موهای سفید بوده و از این مساله سام ناراحت شده فرزند را به کوه البرز برده و او را آنجا رها کرد . در کوه البرز سیمرغ این کودک را پیدا کرده و از  او نگهداری می کند . در جنگ با دشمنان این سیمرغ همیشه راهنمای این پهلوان بوده است تا بتواند به راحتی دشمنان را شکست دهد .

رستم

رستم از قهرمانان و پهلوانان سیستان است . رخش نام اسب رستم بوده که دستورات راکب خود را به خوبی درک می کرده ، در اوستا از کارهای رستم سخنی به میان نیامده است و اکثر مورخان دلیل آن را عدم گرایش رستم به آیین زرتشتی می دانند . از کارهای رستم آزاد کردن کیکاووس از زندان شاه ماوران و بیرون کردن افراسیاب از خاک ایران است .
رستم در زمان پادشاهی بهمن به دست برادر خود به هلاکت می رسد .


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 :: 08:54 :: توسط : dastansistan

بسم‌ الله القاسم‌‌الجبارین وسیلعم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
حادثه تلخ و دلخراش و دردآور هتک حرمت و نبش قبر صحابی بزرگوار پیامبر(ص)، ویار با وفای مولی الموحدین امیرالمومنین علی (ع) جناب حجربن عدی(ع)که نشانه عداوت عاملان با پیامبر بزرگوار اسلام(ص) و یاران با وفای اوست را شدیدا محکوم می کنیم


ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 17 اردیبهشت 1392 :: 13:09 :: توسط : dastansistan

وضوع تقسيم بندي آب هيرمند و سهم ايران ازاين آب پيوسته درطول تاريخ مناسبات بين افغانستان وايران ازسال  1872 به بعد مورداختلاف بوده است. چون اين اختلافات از طريق مذاكرات دو جانبهء دو دولت افغانستان و ايران حل و فصل نگرديد، موضوع به حكميت بين المللي ارجاع شد. اولين حكميت در اين زمينه در سال 1873 توسط گولداسميت از انگلستان اجرا شد و مناصفهء آب هيرمند را حق آب ايران معين نمود. در مورد اعمار نهرها و بندهاي جديد آبگردان در يكي از بندهاي اين معاهده چنين مي‏خوانيم:" اين موضوع شامل انهار موجود و انهار قديمي توسط افغانستان تحت تعمير واقع خواهد شد و همچنين حفر انهار جديد نمي شود مشروط بر آنكه آب لازم براي آبياري سواحل ايران تقليل نيابد."

در اثر خشكسالي‎ هاي 1902 و كم شدن مقدار آب رود هيرمند و تغيیر مسير دريا در داخل افغانستان يكبار ديگر اختلاف ميان ايران و افغانستان بالا گرفت و حل اختلاف بار ديگر به دولت انگلستان محول گرديد كه در نتيجهء آن دولت انگلستان در سال 1905  " ماهون" را براي حل اختلاف تعيين نمود كه  در متن حكميت ماك ماهون نه تنها تعمير و احداث انهار قديمي، بلكه حفر انهار جديد نيز براي افغانستان مجاز تلقي شده بود. همچنان ماهون يك ثلث آب رود خانهء هيرمند را حق آبه سيستان ايران تعیين كرد.

بالاخره پس از سال‏ ها جنجال و مباحثه روي اين مسئله، وقتي محمدموسي شفيق  در 26 سرطان سال 1352  بحيث صدراعظم تعين گرديد،به خاطرجلب كمك هاي كشورها در سياست خارجي خود، طرف دار حل اختلافات افغانستان با كشورهاي همسايه بود. وي در ميزان 1351در جريان تقديم خط و مشي حكومت خويش به شوراي ملي تعهد سپرد كه در كنار حل ساير مسايل مبرم افغانستان، موضوع آب هلمند را باجانب ايران حل خواهد کرد.

حكومت افغانستان كه پيش از آن در دوران صدارت دكتور عبدالظاهر از جانب ايران دعوت نموده بود تابه منظورمشاهده چگونگي كمبود آب هيرمند، هيئتي رابه افغانستان بفرستد و مذاكرات در اين زمينه ادامه داشت، موسي شفيق براساس خط ومشي خود، جان تازهء به اين مذاكرات بخشيد و در نتيجه، معاهدهء مربوط به آب هيرمند در حوت 1351 ميان اميرعباس هويدا، صدر اعظم ايران و محمدموسي شفيق، صدر اعظم افغانستان در كابل به امضاء رسيد.

مندرجات اساسي اين معاهده به ترتيب ذيل است:

مادهء دوم اين معاهده طبق جدول تنظيمي كمسيون دلتا براي ايران سهميهء برابربا 22 مترمكعب آب در هر ثانيه تعيين كرد.

دولت ايران هيچ گونه ادعايي بر آب هيرمند بيشتر از مقداري كه توسط اين معاهده تثبيت شده ندارد، حتي اگر مقدار آب بيشتري هم در دلتاي سفلاي هيرمند فراهم باشد.

افغانستان براساس مادهء پنجم اين معاهده ازهرگونه اقدامي‏كه موجب نقصان ياقطع حق آبهء ايران مي شود خود داري خواهد كرد ولي در استفاده ازبقيه آب هيرمند باحفظ تمام حقوق به هرنحوي كه مايل باشد آزاد است.

اين معاهده به خاطر كودتاي محمدداودخان در 26 سرطان 1352 از تصويب شوراي ملي بازماند تا اينكه درسال 1356 ازجانب حكومت جمهوري افغانستان قابل اجرا اعلام گرديد.

 


ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 17 اردیبهشت 1392 :: 10:20 :: توسط : dastansistan

سیستان (دلتای هیرمند)، سرزمین معروف و زرخیزی است در میانه شرق کشور که امروز سه کشور افغانستان و ایران و پاکستان را در یک نقطه با هم پیوند میزند. این منطقه که در آن آثار و بقایای دوره های مختلف تاریخی فراوان است، از لحاظ تطور تاریخی و اشکال تمدنهایی که در آن یکی بعد از دیگری جاگزین شده، و نیز از این جهت که محور حماسه های کهن ملی و مهد تهذیب اوستائی بشمار میرود، برای درک و فهم تاریخ منطقه کمال اهمیت را داراست.

 

سیستان (یا نیمروز) همچنان که در دورۀ اسلامی یکی از نقاط معمور و زرخیز کشور و کانون پرجوشش نهضت های رهائی بخش بوده است، بدون تردید در دوران های قبل از اسلام نیز از لحاظ اقتصادی و اجتماعی پیشرفته بوده و همانا توان مندی اقتصادی آن همواره توجه کشورکشایان و فاتحان شرق و غرب را به آن معطوف می داشته است. چنانکه به عنوان نمونه میتوان قشون کشی کوروش هخامنشی و اسکندر کبیر و دیگر جهانکشایان را بسوی شرق از طریق سیستان نام برد.

این منطقه از لحاظ داشتن رودخانه های خروشان و متعددی چون: هیرمند، ارغنداب، فراه رود، خاشرود، وغیره در گذشته دارای اقتصاد زراعتی پیشرفته و نیروی بشری قابل ملاحظه بوده و بقایای شهرها و قلعه ها و برج و باروهای از هم فروپاشیده فراوان آن، گواه زنده این مدعا میتواند باشد.

امروز هرکه از گرشک یا لشکرگاه و یا از فراه به قصد زرنج مسافرت کند، در طول بیش از ۳۰۰ کیلومتر مشاهده خواهد کرد که خرابه های شهرهای چون: بست، درتل، هزار جفت، صفار، رام رود، رام شهرستان، شهر غلغله، قلعه تراقون، زاهدان، طاق، پشاوران، پوست گاو، قلعه نیشک، قلعه امیران، قلعه چگینی، قلعه چخانسورک، سورین کلات و قلعه فتح وغیره وغیره در پهنای آن به نظر میخورد که جغد هم بیم دارد شبی را بر کنگره های حصار آنها سپری کند.

پروفوسور بارتولد، دانشمند و مستشرق نامدار روسی از قول دکتر بلیو انگلیسی که خود سیستان را در ۱۸۷۲ دیده می نویسد: "هیچ نقطه یی مانند سیستان از هوا و هوس های آدمی صدمه ندیده است. تا چشم کار می کند، خرابه متصل خرابه افتاده است. این خرابه ها حاکی از ادواری است که سیستان مجد و عظمت و جلال و شکوه فراوان داشته است. فقط استقرار یک حکومت مترقی و عادل می تواند این خرابه ها را به شهرستانها و آن خارزار را به تاکستان های سرسبز مبدل سازد." (رک: جغرافیای تاریخی ایران از بارتولد)



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 17 اردیبهشت 1392 :: 09:38 :: توسط : dastansistan


    غرشمار کلمه تحريف شده از واژه «غيره شمار» به معناي «غريب شمار» يا «غيرخودي» است که به مردم زحمت کش سيستان پس از تجزيه سرزمين آنها و آواره شدن در شهرهاي مختلف، به خصوص خراسان و مازندران گفته مي شده است مطالب حاضر به طور عمده متکي به اسناد وزارت خارجه بريتانيا و يادداشت هاي سياسي و اطلاعاتي محرمانه اداره اطلاعات هند - بريتانيا است و به تحقيق درباره چگونگي تقسيم سيستان، آب سيستان و تبديل اين منطقه به سرزمين سوخته پرداخته است.
    
    بايد به شکوفايي اقتصاد کشاورزي سيستان که يکي از آبادترين مناطق و مرکز عمده تمدن گذشته ايران بوده است اشاره کرده و به بررسي مختصري از آثار به جا مانده آن پرداخت. اين بررسي نشان مي دهد که در نيمه دوم قرن نوزدهم سيستان دلتاي نسبتاً وسيعي است که به طور عمده رودخانه هيرمند، خاش، فراه و هاروت آن را تشکيل داده اند. هيرمند با آب گذري سالانه نزديک 6 هزار ميليون مترمکعب به درياچه هاي کم عمق بزرگي که هامون خوانده مي شدند مي ريخته است. هامون با طول حدود 1000 مايل و عرض چندده مايل اغلب حجم آبي حدود 5 ميليارد مترمکعب را دارا بوده است. علاوه بر اثرات زيست محيطي و تنوع آب و هوايي که هامون ايجاد مي کرده، بستر آن محل رويش انواع ني، علف هاي خودروي آبي که منبع عظيمي براي دامپروري و رمه داري بوده است و توليدات آن در نيمه قرن نوزدهم به شهرهاي مشهد، شيراز، اصفهان، عشق آباد، هرات و قندهار صادر مي شده است، حوضچه هاي درون نيزارها با گياهان خودروي آبي محل جلب و مهاجرت انواع متعدد پرندگان بوده است. صيد پرندگان و ماهي از هامون يک منبع اقتصادي ديگر سيستان بوده است. سيستان را به علت حاصلخيزي فوق العاده خاک و فراواني آب آن «مصر» دوم مي خواندند. موقعيت جغرافيايي و منابع طبيعي آن، به خصوص در زمينه کشت غلات و پرورش دام مي توانسته است آن را به يک قطب عظيم و با اهميت سوق الجيشي، سياسي و تجاري تبديل کند. همين اهميت سيستان را تبديل به حوزه رقابت استعماري روس و انگليس کرد. امپراتوري بريتانيا که تا اواسط قرن نوزدهم هند را به عنوان منطقه مرکزي امپرياليسم بريتانيا تحت تسخير درآورده بود به افغانستان و ايران به عنوان منطقه حائلي عليه روسيه نظر داشت. کليدي ترين منطقه در اين نقطه هرات بود که به لحاظ جغرافيايي از آن امکان تسخير قندهار و هند مي رفت. از اين رو انگليس در آغاز حاکم وابسته افغانستان را واداشت تا قندهار و هرات را که هر دو تحت حاکميت ايران بود تصرف کند. قندهار در 1855 و هرات در 1857 تحت تصرف قرار گرفت. براساس قرارداد 1857 پاريس که به موجب آن هرات از ايران جدا شد هرگونه اختلافي در آينده بين افغانستان و ايران مي توانست با حکميت بريتانيا حل شود. به اين ترتيب عملاً بريتانيا ريش و قيچي را به دست گرفت.

  *دکتر رضا رئيس طوسي استاد دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 17 اردیبهشت 1392 :: 09:33 :: توسط : dastansistan

درد را از هر طرف خواندیم و نوشتیم درد بود  ....

سرزمین دلاور پرور سیستان در طول تاریخ  پر فرازو نشیب خود  همواره مورد   طمع  قدرتهای   بیگانه  بوده است   . اقتصاد قوی و نظام  اجتماعی  محکم  و سابقه تمدن  درخشان  و روحیه  سلحشوری و غیرتمندی  مردم  این خطه  از سرزمین  ایران و  فدا کاری  و دین مداری  که در نهاد مردم  آن است ، از  عواملی  بوده که همواره  از سیستان   بزرگ دژی  تسخیر ناپذیر   در مقابل  هجوم  اقوام مجاور  و حکومتهای غارتگر   ساخته  است  .

اما درد از کجا آغاز شد ؟

در دو هزار سال قبل ، آن زمان که سیستان در نقطه اوج قرار داشت نقظه ای که دوران شکوه و عظمت بی چون و چرای این خاستگاه حماسه و زادگاه پهلوانیست و حافظه تاریخ ، آن را در دو هزار سال پیش با روشنی بیشتری در خود دارد . من هم از آن فراتر نمی روم و زرنگ یا درنگیا را از آن روزی که سکستان یا سیستان نامیده شد ، بسیار مختصر تصویر میکنم ، از دوران حاکمیت پادشاهی سکائی و شاهنشاهی پهلو که از آن با نام امپراطوری هندوسیت هم نام می برند و مصادف است با عصر فرمانروایی سکاهای اشکانی بر سراسر ایران . در دوران فرمانروایی پادشاهان سکایی بر سیستان که پی ریزی آن را می توانیم همان سال استقرار قبایل سکایی در سیستان ، یعنی اواخر قرن دوم قبل از میلاد بدانیم ، سیستان بزرگ در گستره ای به پهنای کرمان تا هند و به گونه ی سرزمینی با حکومتی مستقل در شرق ایران زیر فرمان فرمانروایان سکایی خودگسترده بود . سکه های پادشاهان سکائی سیستان آنروز را که نامدارترین شان گندوفارس بود ه است از جنوب شرق ایران کنونی تا پنجاب و شمال غربی هندوستان یافته اند .این امپراطوری سکایی (پهلو) بعدها بدست سکاهای کوشان از هم پاشید همزمان با پا گرفتن شاهنشاهی ساسانی در ایران ، سیستان زیر سلطه این خاندان در آمد و به دامان ایران بزرگ پیوسته ، ضمیمه میهن سراسری شد . در ایران ساسانی ، هر چند سیستان ایالتی (ساتراپ) بنام و ولیعهد نشین بود و عنوان سکانشاه را پادشاهان ساسانی با افتخار بر نام خویش می افزودند و بقول گیرشمن و کنستانتین اینوسترانتسف ، سیستانیها از ارکان اصلی قدرت امپراطوری ساسانی بودند . باز این واقعیت انکار نا پذیر است  سیستانی که  دارای حکومتی مستقل در عهد اشکانی بود ، در دوره ساسانی به درجه یک ایالت در ساختار امپراطوری بزرگ ایران ، تنزل داده شد و این را می توان اولین موقعیت پائین تر در تاریخ حیات سیاسی سیستان ، پس از دوران پادشاهی سکایی اش دانست . دومین مرحله تنزل یا افول موقعیت سیاسی سیستان با استقرار حاکمیت عرب بر سراسر ایران آغاز میشود . آغاز این مرحله از افول را  (( باسورث  و ر.ن.فرای )) از مستشرقین غربی همزمان با خلافت معاویه ابن ابی سفیان می دانند و به دلیل  روحیه ضد عربی و بیگانه ستیزی مردم سیستان مورد غضب آل ابوسفیان قرار گرفت  در این مرحله سیستان دیگر نه تنها یک ایالت برتر و ولیعهد نشین ، در خانواده ایالات ایرانی نیست ، بلکه آرام آرام ، به سطح ایالتی تابع ایالت دیگر تنزل پیدا میکند و حاکم آن از سوی حاکم خراسان تعیین میشود . چرا؟ شاید به این دلیل که اعراب هرگز نتوانستند تمامی سیستان بزرگ را دفعتا فتح کنند و تا قرن سوم اسلامی ، سیستان شرقی پیوسته با فاتحان عرب در جنگ و گریز بود و در نتیجه هرگز سیستان همچون خراسان جای امن و آرامی برای استقرار تخت حاکمیت اعراب و گماشتگانشان نبود . بعلت آرام بودن خراسان و بست حاکمیت اعراب متجاوز در آن ، مرکزیت ایران شرقی در خراسان شکل گرفت و پس از آن هم باستثنای زمان حاکمیت صفاریان ، حکومت های سامانی و ترک که در خراسان شکل گرفته بود ، پیوسته این مرکزیت را تقویت کرد و سیستان در بوته فراموشی سپرده شد و همواره در طول تاریخ مورد آزار و ظلم همسایگان قرار گرفت و این حاکمیت بر سیستان تا قرن حاضر و تا دوران حکومت پهلوی بر ایران با گماشتن امیر اسداله اعلم خراسانی عرب الاصل بعنوان حاکم سیستان بسط یافت .

منبع: هامون

منابع

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 1-   تاریخ سیاسی پارت ، اثر نلسون دوبواز  ترجمه علی اصغر حکمت صفحه 48

2-   تاریخ ایران ، اثر گوشتمید ، ترجمه کیکاوس جهانداری صفحه 199

3-   تحقیقاتی در باره ساسانیان اثر کنستانتین اینوسترانتسف ، ترجمه کاظم کاظم زاده صفحه 62

4-   ایران از آغاز تا اسلام ، اثر گیرشمن صفحه 316

5-   تاریخ سیستان ، نوشته ادموند کلیفورد باسورث ،ترجمه حسن انوشه صفحه 77

6-   عصر زرین فرهنگ و هنر ایرانی ، نوشته ر.ن.فرای ترجمه مسعود رجب نیا ، انتشارات سروش

7-   البلدان ، ترجمه دکتر آیتی

8-   تاریخ طبری ، ترجمه پاینده جلد 5 صفحه 2015

9-   الکامل اخبار ایران اثر ابن الاثیر

10-   احیاء الملوک شاه حسین سیستانی صفحه 1

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /*]]-->


 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 17 اردیبهشت 1392 :: 09:18 :: توسط : dastansistan

فهرست آثار باستانی و ابنیه شهرستان زابل
 

تاریخ ثبت

شماره ثبت

بخش

قدمت اثر

نام اثر

شماره

ردیف

 

0

 

 

ساختمان قدیمی خانم مسعودی

3613

70

15/10/10

120

بخش مرکزی

نیمه دوم قرن ششم

میل قاسم آباد

854

71

 

0

بخش مرکزی

 

تپه های شیخ علی

3201

72

10/10/81

6751

بخش مرکزی

قرن 8 هجری قمری

تپه محمد  ریش

3205

73

07/07/81

6486

بخش مرکزی

قرون اولیه اسلامی

تپه قبرستان شیخ صابر

3695

74

07/07/81

6492

بخش مرکزی

تاریخی اسلامی

تپه قبرستان شیخ علی

3697

75

07/07/81

6488

مرکزی

قرون میانه اسلامی

محوطه تاریخی و فرهنگی آسیاب بادی رنده

3699

76

20/02/77

2028

شهر زابل

دوره قاجار

گنجینه سیستان( کنسولگری سابق )

2770

77



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 :: 09:00 :: توسط : dastansistan

پیشینه تاریخی سیستان سیستان در آئین زردشتی از مقام و مرتبه بالایی برخوردار است . دریاچه فرزدان که همان دریاچه هامون است در سیستان واقع شده و یشتاسپ ( گشتاسپ ) پسر لهراسب پادشاه کیانی که مطابق شاهنامه و اساطیر ایران ، زردشت در زمان او ظهور کرد ، در کنار دریاچه هامون برای آناهیتا نذر کرد . هامو همان دریاچه ای است که مطابق آئین زردشتیان سه موعود زردشتیان در کنار آن زاده می شوند .

[تصویر:  hamun.jpg]

درزامیاد پشت آمده که سیستان وطن کیانیان است . در آنجا آمده است که << فرکیانی کسی راست که در سرزمینی که در آنجا دریای کیانسه ( هامون ) واقع است شهریاری دارد ، دریایی که رود هلمند در آن فرو می ریزد . >>آورده اند که نطفه زردشت ، پیامبر آئین زردشت، توسط یکی از ایزدان به ایزد آب ( ناهید ) سپرده شد تا دراین دریاچه حفظ شود و درهزاره های سه گانه پایان جهان ، از آنها موعدان زردشتی به وجود آیند . آنچه ذکر شد به واقع بخشی از سوابق اساطیری سیستان بود که می تواند به تعبیری سوابق تاریخی نیز منظور شود .
دین زردشتی نخست در این ناحیه تبلیغ شد و پیروانی مانند سین پیدا کرد که همراه با برز مهر بغان نسک، اوستا را تدوین کرد و پس از حمله اسکندر ، اوستا سینه به سینه فقط در این ناحیه حفظ شد . وجود آتشگاههای مهم سیستان که در زمان پارتیان ( کوه خواجه )و ساسانیان ( کرکوی ) از اهمیت بسیار برخوردار بوده اند ، باز نیز از اهمیت تاریخی و مذهبی سیستان در گذشته باستان ایران نشان دارد .



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 :: 08:22 :: توسط : dastansistan
درباره وبلاگ
به نام ایزد دانا و توانا باسلام و درود فراوان این وبلاگ در نظر دارد سیستان باستانی را با تاریخی سراسر افتخار و حماسه در حد توان حداقل به فرزندان این سرزمین بیشتر معرفی کند تا همان گونه که این سرزمین به فرزندان برومندش مباهات میکند مردمش نیز به سرزمین مادریشان افتخار کنند. باشد که موجبات رضایت ایزد را فراهم کنیم.
موضوعات
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران