دستان سیستان
مهدی بزی الری
 
 

وجود حکومت سیستان و شهرت دلاوری عیاران، پایگاه انقلاب خیزی بود که می توانست در آینده برای محمود گرفتاری ایجاد کند. از این روی با سپاهی بزرگ و تجهیزات کامل به سیستان حمله کرد و خلف بن احمد آخرین امیر صفاری را دستگیر و به خراسان تبعید نمود و سلسله صفاری در سل 393 هجری منقرض شد. سلطان محمود غزنوی ناجوانمردانه و با حیله در میان عیاران سیستان به صورت ناشناس نفوذ می کرد و آنها را شناسایی می نمود و بدین وسیله بسیاری از این شیر مردان مدافع ایران عزیز را از بین برد.


خواب و عیاران
این جوانمردان خانه به دوش، پشت به زمین می خوابیدند و دست راست مچ کرده و میانگین ساعد را بر روی پیشانی می نهادند تا بیننده نتواند مطوئن شود که طرف خواب است یا خود را به خواب زده است و برای محصول اطمینان می بایستی به کاوش بپردازد و در این حالت عیار بیدار می گردید. شگرد دیگر عیاران خواب ایستاده و خواب در حرکت بوده است. عیاران در عملیات شبانه گاهی تا فرا رسیدن فرصت مناسب برای حمله در گوشه ای ایستاده و پنجه ی خود را میان چهل تار کمربند خویش نموده و از خوابی کوتاه و شیرین بهره می جستند.


همچنین وقتی عیاری ناگریز بود مسافتی دراز از راههای کم تردد طی کند، پرده ی شال خود را بر روی شانه نهاده و ضمن تکیه دادن سرخود بر پرده ی شال در حین راه رفتن، حالتی ما بین خواب و بیداری داشته اند.
بی جهت نیست که خلیفه المعتصم درباره یعقوب گفته است : مگر این مرد در خانه زین متولد شده است، او کی استراحت می کند ؟ چه موقع غذا می خورد ؟ و...

شعار عیاران سیستان
«تا دشمن در این سرزمین لانه دارد، شمشیر دلاوران به نیام نیارامد»

صفات عیاران سیستان
صفات عیاران، دلیری، شجاعت، صبوری، راستی، یاری به درماندگان، تحمل سختی ها، عفت، فداکاری، بی نیازی، بخشندگی، وفای به عهد و سرانجام دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان بود. عیار می بایست عمل و گفتارش یکی باشد، شرط عیاری فقط داشتن زور بازو نبود، بلکه عیار، در پیکارها از ذکاوت و هوشیاری مدد می گرفت.


از صفات بارز عیاران رازداری بود، به طوری که اسرار مردمان ظاهر نکند «عمر و وراق» در شعری آنان را حریص در جنگاوری، فرمانبردار، شیرانی مهاجم، جوشن به تن و نیزه به کف توصیف می نماید.
عیاران در اسب سواری، تیراندازی، کمند افکنی، زنجیر گسلی، نقیب زنی ماهر بودند.


برخی از عیاران مشهور سیستان


ـ یعقوب لیث :
یعقوب لیث، بنیان گذار حکومت صفاریان، در زمره ی عیارانی بود که در سیستان گرد آمده بودند. وی در جوانی به درجه سرهنگی رسیده بود. یعقوب می گفت «من این پادشاهی و گنج و خواسته، از سر عیاری و شیر مردی به دست آورده ام، نه از میراث پدر»


2ـ امیرحمزه بن عبدالله آذرک :
وی به سال 181 هـ ق یعنی سال یازدهم خلافت هارون الرشید خروج کرده و بر سیستان و کرمان و خراسان مسلط شد. او که دهقانی سیستانی و مدعی رساندن نسب به پادشاهان کیان بوده از تاریخ 181هـ ق تا 213هـ ق که سال فوت اوست از کابل تا فارس و از خراسان تا دریای عمان را تحت امر داشت و تا حمزه زنده بود، دیناری از این نقاط خراج و مالیات به بغداد نمی رفت و خود او نیز به این عنوان از مردم هیچ نمی گرفت.

3ـ ابوالعریان :
وی یکی از پهلوانان معروف سیستان در سال 200 هـ ق بوده که در عهد حمزه در سیستان قد علم کرد و ابوالعریان لقب داشته، از سرهنگان و سوغوغاهای سیستان به شمار می رفته است، به قول تاریخ سیستان گروهی سوغوغا با او بودند، او عامل خلیفه اشعث بن محمد را شکست داد.

4ـ احمد قولی :
یکی دیگر از عیاران این سرزمین است که، مردم سیستان اطراف او جمع شدند، همچنین صالح بن نصر و یعقوب لیث و دیگر عیاران سیستان وی را یاری کردند.

5ـ سرماتک :
یکی از عیاران مشهور و از یاران یعقوب بود، معنی تحت الفظی سرماتک، سرشکن است، این شخص از بزرگان و فرماندهان عیاران بوده، زیرا در حوادث بعد با یعقوب و عیاران دیگر کارهای مهمی انجام داده و قیامهای عظیمی برپا می کند.

6ـ محمد بن هرمز :
وی از عیاران معروف سیستان در سال 300 هـ ق بوده که به مولی سندلی شهرت داشته است. محمد بن هرمز در راس عیاران سیستان قرار گرفت و توانست یکی از کودکان آل صفار به نام ابوحفض عمر و بن یعقوب بن محمد بن عمر و لیث را روی کار آورد، در این حادثه عیاران کار بزرگی انجام دادند.

7ـ زنگالود :
از مشاهیر عیاران سیستان است که در حدود 301 هـ ق با عیاران دیگر که همواره منشا هیاهو و نهضت و جنبش بودند و کانون آزادیخواهی را گرم داشتند، کشته شد.

8ـ احمدیا :
یکی از سرداران عیاران بوده که در سال 301 هـ ق در فتنه ی سلیح نام اوقی که به سیستان لشکر کشیده بود، با عیارانش قیام کرد و او را کشت.

9ـ سرهنگان و سوغاغا ها که به سال 306 هـ ق با عیاران دیگر به جنگ کثیر بن احمد، حکمران سیستان رفت و او را کشت.

10ـ امیر بو جعفر :
در محرم سال 311 هـ ق امیر بوجعفر به سالاری عیاران و رهبری سیستان رسید و در جنگ با عزیز بن عبدالله پیروز شد.

از سخنان یعقوب لیث به عیاران سیستان

«ما نمی خواهیم و نباید بخواهیم مثل حکمرانان و کارگزاران ظالم زر و سیم بیندوزیم، اگر کسی چنین اندیشه ای در سر دارد سخت در اشتباه است، هدف ما بیرون راندن ظالمان از این آب و خاک است، برای رسیدن به این هدف تا پای جان ایستاده ایم، این سرزمین باید از چنگال بیگانه رهایی یابد، تا ما زنده ایم برای عملی ساختن این منظور از هیچ کوشش دریغ نخواهیم کرد. پس از ما هم تکلیف بر عهده ی آنهایی است که احساس زنده بودن دارد.»


و پس از ادای نماز دو دست را بالا گرفته و با صدایی موج دار و گریه آلود فریاد زد :
«
ای خدای بزرگ ای خالق زمین و آسمان ما را یاری ده تا این سرزمین مقدس را از شر ستمگران پاک نگه داریم»


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 10:59 :: توسط : dastansistan

درباره وبلاگ
به نام ایزد دانا و توانا باسلام و درود فراوان این وبلاگ در نظر دارد سیستان باستانی را با تاریخی سراسر افتخار و حماسه در حد توان حداقل به فرزندان این سرزمین بیشتر معرفی کند تا همان گونه که این سرزمین به فرزندان برومندش مباهات میکند مردمش نیز به سرزمین مادریشان افتخار کنند. باشد که موجبات رضایت ایزد را فراهم کنیم.
موضوعات
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران