قالی سیستان نوع تاریخی یا کهن، که تا آغاز قرن چهاردهم. هجری (بیستم میلادی) بافته شده است.
قالی اصیل و کهن سیستان دارای نقشه مشخصی نیست و این البته در قالی ایرانی ظاهراً چیز بعیدی است. قالی ایرانی اگرچه نقشه های معینی دارد بسیار متنوع است. نقش هایی است که صرفاً در متن دیده می شود و آنها را هرگز نمی توان در حاشیه دید مثل لچک، ترنج و … قالی کهن سیستان برخلاف این است. متن این قالی با همان نقوشی پر شده است که عیناً در حاشیه است.
در فرش پازیریک تفاوتی بین نقشهای متن و حاشیه نیست. گلهای درون متن همه تکرار یک نقش هستند که ممکن است عیناً در حاشیه نیز قرار گیرد. نقشهای حاشیه نیز تکراری هستند و قرار گرفتنشان در متن چندان بعید نیست و اینجاست که می توان گفت تنها یادگار اصیل فرش پازیریک را می توان در بافته های قدیم سیستان یافت.
قالی سیستانی کهن دارای مشخصه های عمومی زیر است:
تار و پود: صرفاً پشم، تار، پشم سفید و کمتر قهوه ای و شتری، پودپشم رنگ شده گاه خودرنگ (قهوه ای، شتری، خاکستری و حنایی).
گره: سکایی (ترکی یا متقارن)
نوع رنگ: گیاهی و تقریباً پیرو الگوی عمومی رنگهای گیاهی ایران.
نقشه که بر دو دسته است:
دسته اول: نقشه های سنتی شامل: خشتی، دو خشته، سه خشته، خشته خشته (ترنج ترنج)،کجاوه ای، گلدانی، درختی.
دسته دوم: نقشه هایی که رواج آنها در دوره ای میانه نشان از سابقه آنها دارد مانند جنگلی، گل قندانی، چپات اشتر، مددخانی، قاب قابی.
منبع: سایت گلستان نو
وجوه اشتراک و تفاوت قالی سیستان و بلوچ
۱-فنون: اکنون فنون بافت هر دو منطقه یکی است. هر دو با گره فارسی بافته می شوند و تمایل گره به طور عمده به چپ است. قالی بومی یک پود دارد که معمولاً رنگی است. اگر چله باشد رنگ نشده است. دار بافندگی افقی است و با دست گره زده می شود و پود رد می شود.
۲-نقش مایه ها: تعداد نقش مایه های مشترک بین قالی بلوچی و سیستانی بسیار زیاد است. اما هر کدام چیزهایی دارند که دیگری ندارند. نقش چهره انسان مخصوص سیستانیان است و بلوچ ها اگر هم انسان را نقش مایه قرار می دهند به صورت آدمک در می آورند یا به ندرت آن هم با تمام اندام تصویر می کنند. بلوچها به چهره مرد می پردازند و سیستانیان به هر دو چهره و در مواردی تنها به چهره زن.
نام نقش مایه ها بین دو قوم متفاوت است اما شکل آنها یکی است یا بسیار به هم نزدیک است. نقش مایه هایی مثل آهو، بز، ستاره، چپات اشتر، درخت، گل، دودنی و ... نرمش، تحرک و جابه جایی نقش مایه های سیستانی بیش از نقش مایه های بلوچی است.
۳-اندازه ها: قالی های بلوچی معمولاً کوچکتر از سیستانی یافته می شود. اکنون قالی (۳۰۰ * ۱۴۰) در سیستان بافته می شود، در حالیکه این اندازه در بلوچستان کوچکتر است. (بافته های بلوچستان به طور عمده قالیچه است).
۴- نقشه :سیستانیان در قدیم تا اوایل قرن چهاردهم هجری (بیستم میلادی) در تعدادی از نقشه های خود تمایزی بین متن و حاشیه نمی گذاشتند،در حالیکه بلوچها چنین چیزی ندارند. بلوچها هرگز مجلسی نمی بافته اند، در حالیکه سیستانیان مجلسی، به ویژه از خواجه حافظ بافته اند.
نقشه کاخ (هوشنگ شاه؟)ویژه سیستانیها و آن هم به شکلی است که هیچ مانندی با بافته های همدان ساروق و ... (غرب ایران) ندارد.
۵-رنگها: در گذشته رنگ بافته های بلوچ بسیار تفاوت داشته است. هنوز در بافته های سیستانی رنگهای روشنی مثل: سفید، زرد، صورتی و شتری کم رنگ دیده می شود. در حالیکه رنگهای بلوچی همه تند است.
۶-ضمایم: منظور از ضمایم قسمتهای حاشیه ای و کم اهمیت تر قالی مثل گلیمک، ریشه لوار، پرداخت و ... است. قالی سیستانی قدیم گلیمکهای پهنی داشت و هنوز هم گلیمک سیستانی پهن تر از بلوچی است. در ریشه تفاوت عمده ای دیده نمی شود.
لوار بافته های قدیم سیستان پشم بوده و امروزه هم پشم و هم موی بز به کار می رود. اما در بافته های بلوچ به طور عمده موی بز به کار رفته است. قالی سیستان پرداخت ماهرانه تر بافت یکدست تر و سرکجی کمتری دارد.